بستن تبلیغات

محمدمهدي گل ياس باغ زندگيمون
محمدمهدي گل ياس باغ زندگيمون
دردودل مادر پسري
تاريخ : چهارشنبه 23 مرداد 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : مرتبه

 

برای خوشبخت بودن ، مادر بودن کافیست !

 

 

ومن هم يك مادرم

 



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 30 تير 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 61 مرتبه

سلام عزيز مامان خوبي قربونت برم تو مهموني خدا با فرشته ها خوش ميگذره؟

ماماني امروز اومدم كمي باهات دردو دل كنم دفعه ي قبل كه برات نوشته بودم قراره برم يسري آزمايش انجام بدم رفتم كنجدم و جوابش و هم گرفتم همه چي خوب بود يعني مشكل خاصي نداشتم فقط دكتر گفت بايد تا ميتونم خودم و تقويت كنم تا انقدر كه بدنم ضعيف شده جبران شه تا وقتي شما قدم رو چشم من ميزاري نه تو اذيت شي نه من .منم كه دختر خوب گفتم چشم نگي مامانم شكمو ها نه فقط بخاطر عشقي كه به تو دارم گفتم چشم آخه نميخوام اذيت شي .بغل

خلاصه از دكتر پرسيدم ميشه ديگه از اين ماه اقدامم رو شروع كنم ؟سوال

دكتر هم اولش اذيتم كرد و گفت نه فعلا ني ني رو ميخواي چيكار من و ميگي كم مونده بود گريه كنم كه دكتر گفت خب حالا بغض نكن شوخي كردم ميتوني بري اقدام حالا من و ميگي اين شكلي بودمنگرانشدم اينطوريهورالبخندخلاصه ميوه ي عمرم حالا هم اقدام و دوباره شروع كردم و منتظرم كه بياي تو دل ماماني نميدونم ولي خيلي اميدوارم كه زودي مياي تودلم و من و بابايي رو خوشحال ميكني

كنجدم ازت خواهش ميكنم كه دل از بهشت بكن و اين ماه بيا تو دل ماماني ديگه اگه اين ماه بياي تو دلم تولدمون يكي ميشه يعني جفتمون هم ميشيم فرورديني بابايي انقدر دعا ميكنه كه اين ماه بياي تو دلم ميگه خيلي دوست دارم تولد ني ني و مامانش يكي بشه حالا هرچي خدا بخواد ولي اين و بدون كه ماماني مثل هميشه نه بيشتر از هميشه دل تنگته قربونت برم پس بيا و مارو از اين انتظارخلاص كن خب منم تو اين شباي عزيز دارم به خدا التماس ميكنم كه اجازه بده تا تو بياي ومهمون دلم بشي وميدونم كه خدا هم تو اين ماه عزيز دست خالي برم نميگردونه البته اولش برا خاله ها دعا ميكنم كه همه گي به ارزوهاشون برسن هركي هر حاجتي داره براورده بشه بعدش ارزوي من براورده بشه

عاشقتمممممممممممممممممممم فنجوك من

 



موضوع :
تاريخ : جمعه 28 تير 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 116 مرتبه

خدیجه یعنی کاشانه ایمان در تنگنای دوران؛ پروازش تلخ‌ترین حقیقتی است که امشب

گلوی

 

 

 

 

عالم را خواهد فشرد

 


وفات حضرت خدیجه(س)تسلیت باد

 

 

 



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 26 تير 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 87 مرتبه

دلــتـــنـــگــی پـــــیـــچـــیــده نــــیـــســـتـــــ . . . !

یـــــکــــ دل . . . ! یـــــکـــ آســـمــــان

یـــــکــــ بــــغـــض

و آرزو هــــای تــــــرکـــــ خـــــورده

بـــــه هــــمــــیــــن ســادگــــی



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 25 تير 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 100 مرتبه

اگه چشمم توروخواست قول ميدم چشممو ببندم......

 

اگه زبونم توروخواست قول ميدم گازش بگيرم......

 

امااگه دلم توروخواست چي كاركنم.....؟

 

 

 



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 24 تير 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 90 مرتبه

دوستت دارم

دل نوشته هايم رامجازات مكن....

دلم نوشته است!

ميداني كه عزيزم,دل ديوانه است,تكليفي براونيست!

دلم بازي ميكندباكلمات بادستهايم باحرف ها!

تاآخراين طوربه پايان برساند,

.

.

.

دوستت دارم.

 

 


 



موضوع :
تاريخ : جمعه 21 تير 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 259 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





موضوع :
تاريخ : جمعه 21 تير 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 81 مرتبه

سلام عزيزدل مامان خوبي ماه مهموني خداهم رسيد عزيزم مطمئنم كه الان تو بهشت مهمون خدايي پس بهت خوش بگذره عزيزم ماماني منم پريروز وديروزروزه گرفتم ولي ديروز 1ساعت مونده به افطار يه ضدحالي بهم خوردكه نگو بله 1ساعت مونده به افطارپري تشريف فرماشدكم مونده بود گريه كنم بابايي ميگفت چرا اينطوري ميكني خب مگه دست خودته وكلي دلداريم دادكه ناراحت نشم از اينكه بعد16ساعت گشنگي روزه م باطل شد خب چه ميشه كرد .

ولي از يه بابت هم خوب شد ديگه 3روزديگه ميخوام برم پيش آقاي دكتر و آزمايشاتم و انجام بدم ماماني اگه آقاي دكتر اجازه بده اين ماه برم اقدام تا برااومدنت تلاش كنم خيلي خوب ميشه يعني ميشه تو ماه مهموني خدا توهم مهمون دلم بشي كنجدمامان يعني ميشهههههههههه.....

فندق كوچولوي خودم خودت سرافطاردعاكن تا خداتواين ماه عزيزتورومهمون دلم كنه ديگه قربونت برم الهييي عاشقانه منتظرم كه بياي پيشم

 

هر لحظه بهانه تو را میگیرم / هر ثانیه با نبودنت درگیرم


حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی / من یکطرفه برای تو میمیرم

 



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 19 تير 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 110 مرتبه

در خلوت شب ز حــق صـدا می‌آید


از عطر سحر بوی خدا می‌آید


با گوش دگر شنو به غوغای سکوت


کز مرغ شب ، آواز دعا می‌آید . . .


ماه رمضان مبارک




موضوع :
تاريخ : شنبه 15 تير 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 92 مرتبه

هق هق فرو خورده ام را در بغض نارس گلو می کشم. بی تابی های سرکشم را در زندان چشم هایم به بند می کشم. فریادهای در گلو مانده ام را به خاموشی نهیب می زنم و هر روز در آینه چشمانت تکرار می شوم. اگر چه دور از من هستی ولی زندگی بدون لمس لطیف بودنت بی معناست.

من در شب گریه های بی کسی و دلتنگی هایم در باران پاییزی چشم هایم را می شویم و تو را خسته از جستجوی بی پایان در خود می جویم.

و

           هر روز

                         همیشه

                                         و

                                                هنوز

                                                      دوستت دارم

 

 

تا کی از درد نبودن هایت
بنشینم به قلم فرسایی

تا کجاها بنویسم برگرد
تا کی انگار کنم می آیی

مده آزار مرا چونکه تو را
نکند مردن من تاثیری

آه تاوان کدامین گنه است
که تو از زندگی ام می گیری

به خدا یک سرم و یک سودا
نیست جز بودن تو در سر من

سایه پرورده بیا کاری کن
سایه افکنده غمت بر سر من

رفته دیگر ز تنم گرمی عشق
شکل من شکل چراغی خاموش

تا کجاها بنویسم آری
با دو زانو شده ام هم آغوش

گاه گویم به خودم دیوانه
تا به کی در غم او می سوزی

ولی انگار دلم می گوید
که تو از دور می آیی روزی



موضوع :
تاريخ : شنبه 15 تير 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 136 مرتبه

سلام عزيزدل مامان خوبي نفسم خيلي وقته برات ننوشتم دلم برات تنگ شده براي نوشتن برات يه ريزه شده بودولي الان ديگه اومدم اومدم تا ديگه مثل گذشته ها برات بنويسم

بنويسم از دل تنگيام ...

از انتظاري كه براي اومدنت ميكشم ...

اومدم از همه ي تنهاييام بنويسم ....

عشقم چند وقتيه همش مياي تو خوابم همين ديشب هم آخريش بود خواب ديدم شما عزيزدل من اومدي خودت هم پسري منم داشتم پوشكت و عوض ميكردم انقدر ناز و خوشگل بودي كه نگو صبح كه باعزيزجون (مامان خودم)حرف ميزدم هنوز خوابم و نگفته بودم كه گفت همسايه  شون ديشب خواب ديده شما اومدي و جالب اينجاست كه اونم ديده بود كه شما پسري و جات و خيس كردي به عزيزجون گفته كه اگه كسي ببينه توخواب ني ني جاش و خيس كرده تعبيرش اينه كه زودي ني ني مياد تو دل مامانش اولش كه اين حرف و شنيدم خيلي خوشحال شدم ولي بعدش نه ميپرسي چرا آخه ماماني من كه هنوز اجازه ندارم برااومدنت تلاش كنم دكترم اجازه نميده نميدونم چه حكمتيه ماه بعد قراره برم يه سري آزمايش بدم اگه وضع جسمانيم خوب باشه شايد شايد از ماه ديگه دكتر اجازه بده تا برا اومدنت تلاش كنيم

ميوه ي عمرم تو خودت هم دعا كن تا اجازه بده براتلاش  وتوهم بياي تودلم ديگه چي ميشه

 

 

 

دلتنگ درآغوش كشيدنت هستم

آرزوي شيرين من



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 1 خرداد 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 160 مرتبه

دلم برای یک نفر تنگ است…
نه میدانم نامش چیست…
و نه میدانم چه می کند…
حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم…
رنگ موهایش را نمی دانم…
لبخندش را هم…
فقط میدانم که باید باشد و نیست…
.



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 195 مرتبه

سلام ماماني خوبي جيگرم ؟

ماماني واااااااااااااااي كه چقدر جات تو زندگيمون خاليه البته تقصير خودته ها اگه ناز نكني و تشريف بياري تو هم ميشي خوشبخت ترين ني ني عالم همون طوركه من خوشبخترين زن عالمم ميگي چرا ؟

باشه ميگم برات تا شايد براي باباجونت بيتابي كردي و بخاطر اونم كه شده بياي تو دلم.

ديشب بابايي تو اتاق كارش پشت كامپيوتر بود و داشت تحقيق ميكرد منم از اونجايي كه وقت كار كردن بابايي نميرم تو اتاقش تا نكنه مزاحمش بشم تو پذيرايي رومبل دراز كشيده بودم و تلوزيون نگاه ميكردم كه ديدم بابايي صدام ميكنه وقتي رفتم اتاق ديدم چراغ رو خاموش كرده گفتم محمدم چرا چراغو خاموش كردي كه يهو ديم صداي ترانه اي از سياوش قميشي به نام عسل بانو شروع به خوندن كرد وبابايي از پشت بغلم كرد و بهم گفت اين آهنگ و فقط بخاطر تو دانلود كردم (آخه بابايي من و عسل بانو صداميكنه)من ميگي از بس شوكه شده بودم همونطوري توجام خشكم زده بود بعد بابايي دستام و گرفت وانداخت دور گردنش گفت چرا ماتت برده ؟بيا باهم برقصيم (بابايي اصلا ازاين كارا نكرده بود تا حالا منظورم رقصيدن )بعدش باهمون آهنگ خوشگل وآروم عين اين فيلم ها كلي رقص عاشقانه كرديم .توهمه ي اون لحظه ها سرم و گذاشته بودم روي شونه ي بابايي و چشامو بسته بودم و به اين فكرميكردم كه من چقدر خوشبختم و خدارو شكرميكردم.

وقتي ازش پرسيدم واااااااااااااااي محمدم چه سورپرايزي بود ولي مناسبتشو نفهميدم گفت ابراز عشقم به تو كه مناسبت نداره تو عسل بانوي مني وهمه ي سختي ها رو بخاطر من تحمل ميكني خواستم يه كوچولو جبرانش كنم .

خلاصه كنجدمامان زودي بيا تا توهم تواين خوشبختي ما باشي قربونت برم.

من عاشق باباييم وديوونه وار دوسش دارم قربونش برم الهييييييييييي

تقديم به همسرم.عشقم

 

 

 

 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ

 

 

 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ

 



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 29 ارديبهشت 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 106 مرتبه

سلام قربونت برم خوبي ماماني؟

منم خوبم حالم بهتر شده بابايي هم خوبه بنده خدا كارش شده بود تو اين چند وقت پرستاري از من قربونش برم كه انقدر مهربونه خوشگل مامان ميخوام وقتي اومدي و پا روي چشمام گذاشتي مهربوني رو از باباجونت ياد بگيري .

يادبگيري به ديگران عشق ورزيدن و دوست داشتن و بخشيدن و خيلي چيزهاي ديگه رو.......

ماماني امروز رفتم امتحان آخرمم دادم برگشتم آخه اين ترم خيلي كم واحد برداشته بودم مثلا فكرميكردم شما ثمره ي عشقم مياي و نخواستم زياد اذيتت كنم ولي نميدونستم كه شما خيلي ناز داري و حالاحالاها بايد نازت و بكشيم تا دل از بهشت و فرشته ها بكني و بياي تو دل مامان وبشي همه ي نفس واميد مامان و بابايي

حالا حتما باخودت ميگي مامانم هم يه چيزي ميگه ها مگه آدم ميتونه دل از بهشت و فرشته ها بكن بياد تواين دنياكه هرچيزي هركسي يه رنگه ولي من ميگم ميوه ي عمرم دنيا بااين همه دروغ و خشونت و رنگ به رنگي بازم قشنگه ميدوني چرا ؟چون دونفر هستند كه مثل فرشته ها مواظبتن ...عاشقانه نگاهت ميكنن ....وهميشه دعاي خيرشون بدرقه ي راهتن.....

حتما بازم ميپرسي اين دونفر چه كسايي هستند ومن بادلي سرشار از مهر مادري كه منتظر اومدن تو عزيزدلمه ميگم اين دونفر كسايي نيستند جز پدر ومادر

الهي قربون اون خنده هاي شيرينت بشم كه نيومده صداشون و از بهشت ميشنوم بياو بابايي روهم باخنده هاي واقعيت خوشحال كن

مامان جان بازم ازت خواهش ميكنم بااون دستاي كوچولوت براهمه ي خاله ها و عموهايي كه دوست دارن ني ني دار بشن ومن وبابايي دعا كن تا خداي مهربونيا زودي شما فرشته كوچولوهارو بهمون برسونه يا بهتر بگم بهمون هديه بده نميدوني كه چقدر چشم انتظاري سخته ماماني دعا ميكنم هيچ وقت چشم انتظاري رو تجربه نكني

سرنمازهايم عاشقانه هايم رابرايت ميفرستم دوستت دارم نفسم

 

 



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 26 ارديبهشت 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 115 مرتبه

شب آرزوهاست برایت آرزو میکم


روزهایت هر یکی بهتر ز قبل، خوش بود بر کام تو این روزگار


همچو شمعی باشی و همراه گل، من بگردم دور تو پروانه وار

 

 



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 26 ارديبهشت 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 181 مرتبه

سلام عشقم خوبي مامان ؟

ببخشيد چند روزه نيومدم برات دردو دل كنم آخه ميدوني ماماني چندروزي بود سرم گرم درس امتحانام بود وبعدش هم 2روزه قلبم درد ميكنه ديروز كه همش تو تختم بودم نميدونم چرا ماماني ببين از نبودنت از نيومدنت ديگه قلب ماماني داره از كار ميوفته بي انصاف چرا دلت برا مامانت نميسوزههههههههههههه

نورعينم امشب شب ليله الرغائبه يعني شب آرزوها برام دعا ميكني برام دعا كن از خدا خواهش كن يه نگاهي هم به من بندازه ديگه درسته ناشكري نميكنم عزيزدلم خدا اين روزا انقدر خوشحالم كرده كه نگو هرروز خبرخوشي ميشنوم وهر لحظه شكرخدارو بجا ميارم

عزيزدل مادر اي كاش تو اين همه خبر خوشي كه بهم رسيده و ميرسه يكيش هم خبر اومدن تو ميوه ي عمرم بود اگه خدا جونم خالق بي همتايم تورو بهم بده(سالم و صالح) ديگه چيزي نميخوام به همه ي آرزوهام ميرسم

جوجوي مامان ازت خواهش ميكنم امشب از خدا اجازه بگير كه زودي بياي تو دل ماماني ديگه قربونت برم الهي

 

 



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 24 ارديبهشت 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 109 مرتبه

ای وای دوباره شام غربت سر زد

 

 

چاووش عزا به خانه‌ی دل در زد

 

 

در شهرِ جفا، مرد صفا تنها شد

 

 

چهارم علی از دیار فانی پر زد

 

 




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 22 ارديبهشت 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 137 مرتبه

سلام ني ني كوچولوي خودم خوبي مامان ؟

عشقم ديروز با بابايي رفتم پيش خانوم دكتر وقتي جواب آزمايشامو ديد گفت مشكلي نداري ولي وقتي معاينم كرد گفت عفونت شديدي داري كلي قرص و پماد داد بهم كه همه ي اينا نشون ميده كه اين ماه هم قصد اومدن به دل ماماني رو نداري عشقم اولش حالم گرفته شد ولي بعدش گفتم عيب نداره حتما حكمتي هست ماماني قول ميدم درمانم و مرتب و منظم انجام بدم تا زودي خوب شم كه بياي تو دلم بخاطر تو حاضرم همه ي سختي هاي عالم و تحمل كنم تا به تو برسم توهم ديگه ناز كردن و بزار كنار و بيا ديگه

اي واي داشت يادم ميرفت جيگرم ازت دنيا دنيا ممنونم كه با اون دستهاي كوچولوت برا ماماني دعا كردي ديدي دعاي تو قبول ميشه خانوم دكتر گفت اصلا نيازي به iui يا ivf ندارم و تو ميتوني طبيعي بياي تو دل ماماني وقتي خانوم دكتر اين و گفت از خوشحالي داشتم پر در مياوردم عزيزدلم .ميوه ي عمرم بازم ازت ممنونم كه برا مامان دعا ميكني قربون اون لبات بشم كه داري با خالق مهربونمون درددل ميكني

عشقم بازم برام دعا ميكني تا خدا جونم تورو زودتر بهم بده؟

نور عينم عيدت هم مبارك از امروز ديگه آسمونا آذين بسته شدن و چراغوني تو اين شبا و روزهاي عزيز بيا براهمه دعا كنيم تا به آرزوشون برسن آميييييييييييييييييييييييين

عاشقانه بوسه هاي مادرانه ام را برايت ميفرستم

 

 



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 22 ارديبهشت 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 102 مرتبه

امشب شب مرگ غم و وقت سرور است


هنگامه ی آزادى و میلاد نور است


جولان جشن پنجمین مولاست امشب


عید علوم کل ما فیهاست امشب


ولادت باسعادت دریای بینش و شکافنده ی دانش، مبارک باد

 

 




موضوع :
تاريخ : جمعه 27 ارديبهشت 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 176 مرتبه

سلام عزيز دل مامان خوبي ؟چه خبرا عشقم

ميدونم الان يه كوچولو شما حوصله نداري ولي ناراحت نشيا عوضش من خيلي خوشحالم ميگي چرا باشه ميگم شما ناراحتي چون 2تا از همبازي هاي نازت از پيشت رفتن يعني دل از بهشت كندند و اومدن تو دل مامانيشون ودر عوض من خوشحالم چون دوتا از دوستاي عزيز تر از جونم به آرزوشون رسيدن بله ماماني ني نياي خاله دريا و خاله زينب اومدن تو دلشون ديروز فهميدم و خيلي خيلي خوشحال شدم اشك ذوق و خوشحالي گونه هاي ماماني رو خيس كرد از ديروز كه شنيدم خاله ها به آرزوشون رسيدن همش خدارو شكر ميكنم بخاطر اينكه دوستام و خوشحال كرد ميدونم ماماني هرچقدر هم كه شكر كنم نميتونم جواب محبت هاي خداجونم و بدم ولي كاري از دستم بر نمياد غير از شكر كردن

البته ماماني خاله ها امروز قراره برن آزمايش بدن تا از اومدن ني نياشون مطمئن بشن دعا كن خاله ها خوشحال باشن تا دنيا دنياست قربون اون دستهاي كوچولوت بشم كه به سوي خدا بلند كردي و داري دعا ميكني

ماماني دعا كن بقيه خاله جونا هم كه منتظر ني نين زودي ني نيشون بيان تو دل مامانيشون ميدونم اون موقع تو تنها ميموني و هم بازي نداري خب اون موقع برا ماماني هم دلت ميسوزه و از خدا ميخواي كه خودت هم بياي تو دل ماماني و بشي سنگ صبور مامان منم قول ميدم هم بازي خوبي برات بشم

نور عينم آب حياتم قلبم براي تو ميزنه و براي اومدنت لحظه شماري ميكنه

راستي ماماني امروز ميخوام برم پيش خانوم دكتر ببينم چي ميگه دعا كن خانوم دكتر بگه ميتوني طبيعي بياي پيشم آخه ماماني از iui يا ivf ميترسم

از امروز ميخواستم روزه بگيرم بابايي نذاشت گفت تو الان بايد به خودت برسي و داروهات و سر موقع بخوري خيلي ناراحت شدم و دلم گرفت آخه خيلي دوست داشتم روزه بگيرم ولي ديدم بابايي هم درست  ميگه خب اگه ميخوام تورو زودتر داشته باشم بايد دواهامو سر موقع بخورم

ميوه ي عمرم ثمره ي عشقم زودتر بيا تا ماماني هم بتونه مثل روزاي گذشته كارايي كه انجام ميداد و دوباره انجام ديگه مياي؟

پنجشنبه ي اين هفته ليله الرغائب ماماني اون شب مثل روزهاي گذشته دستهامو به سوي خالقم بلند ميكنم و ملتمسانه ازش ميخوام تا همه ي دوستام و به آرزوشون برسونه

عشق مامان خيلي خيلي دوست دارم به قدري عاشقتم كه قابل وصف نيست ديگه كلمه اي وجود نداره كه من از ش براي ابراز عشقم استفاده كنم فقط اين و بدون تا دنيا دنياست تا بي نهايتها دوست دارم

 

 


 



موضوع :
تاريخ : شنبه 21 ارديبهشت 1392 | نویسنده : ماماطهورا
بازدید : 196 مرتبه

ﻧﮕﺮاﻥ ﻓﺮﺩاﻳﺖ ﻧﺒﺎﺵ

ﺧﺪاﻱ ﺩﻳﺮﻭﺯ و اﻣﺮﻭﺯﺕ , ﻓﺮﺩا ﻫﻢ ﻫﺴﺖ

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﺧﺪا . . .


 




موضوع :